جستجو در سایت توسط گوگل

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج 1 تا 10 از 22 مجموع

موضوع: وسواس فكري

  1. #1
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض وسواس فكري

    باسلام

    من دو يا سه سال است كه فلوگستين ميخورم اخيرا دكتر روزي سه عدد را تجويز كرده است. ولي تفاوت چنداني نكردم.23 سال سن دارم و از حدود 8 سال پيش دچار افسردگي شده ام. البته اين را بگويم كه در دوران كودكي ومقداري از نوجواني فرد بسيار بسيار موفقي در همه زمينه ها بودم ولي متاسفانه با بلوغ دچار وسواس در مورد تغييرات اجزاي تناسلي خود گشتم والان كه حدود چهار سال است در دانشگاه هستم هنوز با وسواسهاي بيخودي دست و پنجه نرم ميكنم.الان براي مثال بخاطر خونريزي لثه هايم درسه سال گذشته نگراني شديد نسبت به داشتن هپاتيت دارم و مدام دنبال مطلبي هستم كه خود را از اين افكار نجات دهم و اطمينان دارم كه اگر بدانم كه هپاتيت ندارم دنبال فكر دست و پاگير درباره يك بيماري ديگر ميروم . جايي خواندم كه نام اين بيماري (هيپوکندريا) خود بيماري انگاري ميباشد . ضمنا دكتر روانپزشك قرصي بنام الانزاپين به به من داده است كه منجر به خواب آلودگي شديد ميشود وديگر آن را نميخورم.آيا من پس از اين همه رنج ناشي از سلامت روان نداشتن ميتوانم از اين مسايل رهايي پيدا كنم...

  2. #2
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,900

    پیشفرض

    در مان وسواس اصولی داره که حتما تابحال در موردتون انجام شده... برای کسی که وسواس داره.. معمولا 6 ماه از یک دسته دارو که روی سروتونین اثر داره استفاده می کنند( مثل همان فلوکسیتین)... اگر پاسخ لازم دیده نشه و یا اینکه حالت اولیه قبل درمان شدید تر هم بشه.. باید رفتار درمانی انجام بشه. اگر به همراه این مسئله اضطراب یا افسردگی وجود داشته باشه.. به مدت کوتاه می تونیم از داروهای مربوطه استفاده کنیم.

    رفتار درمانی بیماران وسواسی:
    تکنیک رفتار درمانی در اختلالات وسواسی, پیشگیری از پاسخ است که برنامه شدیدی جهت کمک به بیمار در مهار امور تشریفاتی است. حدود دو سوم بیماران دچار امور تشریفاتی نسبتا شدید, نسبتا خوب می شوند.. هر چند بهبودی کامل کمتر است. در صورتی که امور تشریفاتی(rituals) بهبود یابند.. افکار وسواسی مربوطه نیز خوب می شوند. برخی بیماران افکار وسواسی بدون ritual دارند که در این موارد تکنیک رفتاری به نام توقف فکری(though stoping) استفاده میشود.. ولی نتایج رضایت بخش نیست... در این مورد دارو درمانی بهتر است

    پیش آگهی فرد وسواسی
    حدود دو سوم بیماران در عرض یک سال خوب می شوند... یک سوم باقی مانده دچار بیماری طول کشیده با تشدید و تخفیف می شوند که ماه ها تا سال ها ادامه دارد.

    نکته:
    در صورتی که شخصیت وسواسی وجود داشته باشه.. یا علائم شدیدتر یا حالات استرس زا تداوم داشته باشه.. پیش آگهی بدتر است
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    با سلام

    با تشكر از اطلاعات خوبي كه به من داديد. باتوجه به شرح حالي كه از خودم قبلا دادم چندسوال داشتم و آن اينكه: آيا من ميتوانم به زندگي عادي ادامه بدهم يعني وقتي قصد انجام كاري را پيدا كردم افكار منفي در مورد بيمار شدنم سراغم نيايد ؟
    نظرتون در مورد قرص الانزاپين كه بشدت باعث خواب آوري من ميشود و يا چه قرص ديگري را با توجه به احوال من تجويز ميكنيد؟
    آيا داروي گياهي خاصي ميتوانيد توصيه كنيد؟
    در زمينه رفتار درماني چه كارهايي بايد انجام دهم تا اين افكار را كاهش چشمگير دهم و به زندگي عادي برگردم. لطفا در مورد خودبيمار انگاري راهنماييم كنيد.

  4. #4
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    با سلام خدمت جناب آقاي دكتر

    راحت بگويم .افكار بلندي دارم و بلند پروازي زيادي دارم و بعضي وقتها هم عملم نيز اين را نشان داده است . ولي هنگام شروع كار متاسفانه افكاري منفي همچون ترس از وجود احتمالي يك بيماري بخاطر اينكه مثلا فلان نشانه را ديدم بصورتي وحشيانه ذهنم را تخريب ميكند. چي كار كنم.
    البته بي زحمت مطلب قبلي را هم بخوانيد.
    پيشاپيش از شما بسيار متشكرم

  5. #5

    پیشفرض

    نقل قول ارسالی توسط م صادق
    با سلام خدمت جناب آقاي دكتر

    راحت بگويم .افكار بلندي دارم و بلند پروازي زيادي دارم و بعضي وقتها هم عملم نيز اين را نشان داده است . ولي هنگام شروع كار متاسفانه افكاري منفي همچون ترس از وجود احتمالي يك بيماري بخاطر اينكه مثلا فلان نشانه را ديدم بصورتي وحشيانه ذهنم را تخريب ميكند. چي كار كنم.
    البته بي زحمت مطلب قبلي را هم بخوانيد.
    پيشاپيش از شما بسيار متشكرم
    سلام
    دوست عزيز من هم در دوران دبيرستان مثل تو بودم و از بيماري ميترسيدم ولي واقعا به اين نتيجه رسيدم كه( مرگ يك بار وشيون هم يك بار )الان وسواس وافسردگي دارم وقرص فلوكستين هم مصرف مي كنم اما به هيچ وجه از بيماري نمي ترسم .
    چون بيمار شدن تا ان حدي كه از اراده ما خارج است به نظر من غصه خوردن ندارد چون قسمت بوده وبا ان نميتوان جنگيد بهتره شما هم به هيچ وجه به بيمار شدن فكر نكنيد.

  6. #6
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    با سلام

    نمي دانم چه كار كنم. با روحيه دادن و ... حالم خوب نمي شود .زندگي چند سالي است كه بطور كلي از دستم خارج شده است.افكار ناخواسته هم هجوم مي آورند.براي مثال بخاطر نزديكي ايام امتحانات بايد درس بخوانم ولي تا بيايم درس بخوانم افكار مربوط به بيمار بودن مرا بشدت باز ميدارد. ديگه خسته شدم. چون ظاهرم مثل ديوانه ها نيست هيچكس نمي داند من چه درون متلاطمي دارم... شايد سال 76 اصلا به ذهنم خطور نمي كرد كه هشت سال بعد به اين جا برسم. عمرم تلف شد. نمي دانم ميتوانم دوباره به زندگي عادي برگردم.

  7. #7
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    با سلام

    ديگه كم كم باورم شده است كه من بايد هميشه يك نگراني همراهم باشدو هيچگاه ذهن آرامي نداشته باشم..
    نگراني دارم كه بيماري صعب الاج آينده خود را چگونه تحمل ميكنم؟؟

    دوستان به من بگوييد شما با چه استدلالي در درون خودتان از اين قبيل موضوعات بي خيال ميشويد؟؟... جه بر سر من آمده است؟؟...

  8. #8

    پیشفرض

    سلام
    به نظر من بايد دكترت را عوض كني چون مشكل تو صد در صد بيماري است ودست خودت هم نيست با تغيير دارو و روان درماني بهتر ميشوي

  9. #9
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    با سلام

    از فردا امتحان دارم. ولي هيچي نمي توانم بخوانم. يك موضوعي كه قبلا جواب منطقي برايش پيدا كرده بودم الان برايم حل نمي شود.هر چه زور مي زنم هر جوري كه ميخواهم خودم را قانع كنم كه ذهنم حداقل يك كمي آرام شود نمي توانم. با خودم ميگويم ترك تحصيل كنم برم تو خونه بخوابم . خانواده و آشنايان به من فشار مي آورند . مادرم كه از اوضاع من باخبر است و مي داند من روزي 5 تا قرص مي خورم ولي مي گويد حالات تو ناشي از تلقيني است كه ميكني... . يكي به من بگويد با امتحان فردا چه كنم؟؟ از اين فكر چگونه خارج شوم كه 2 يا3 سال پيش هنگام اصلاح سر در سلماني ارايشگر با ماشين اصلاح گردنم را خون انداخت و چون ممكن است همه را خون انداخته باشد پس من هپاتيت دارم. جالب اينجاست كه من آزمايش هپاتيت بي و سي داده ام . ولي جوابش را 11 بهمن يعني بعد از امتحاناتم ميدهند.نمي دانم اين ايام امتحانات را ميخواهم چگونه بگذرانم.. واقعا اوضاع بدي دارم .. واي..

  10. #10
    تاریخ عضویت
    Dec 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    32

    پیشفرض

    نقل قول ارسالی توسط م صادق
    با سلام

    از فردا امتحان دارم. ولي هيچي نمي توانم بخوانم. يك موضوعي كه قبلا جواب منطقي برايش پيدا كرده بودم الان برايم حل نمي شود.هر چه زور مي زنم هر جوري كه ميخواهم خودم را قانع كنم كه ذهنم حداقل يك كمي آرام شود نمي توانم. با خودم ميگويم ترك تحصيل كنم برم تو خونه بخوابم . خانواده و آشنايان به من فشار مي آورند . مادرم كه از اوضاع من باخبر است و مي داند من روزي 5 تا قرص مي خورم ولي مي گويد حالات تو ناشي از تلقيني است كه ميكني... . يكي به من بگويد با امتحان فردا چه كنم؟؟ از اين فكر چگونه خارج شوم كه 2 يا3 سال پيش هنگام اصلاح سر در سلماني ارايشگر با ماشين اصلاح گردنم را خون انداخت و چون ممكن است همه را خون انداخته باشد پس من هپاتيت دارم. جالب اينجاست كه من آزمايش هپاتيت بي و سي داده ام . ولي جوابش را 11 بهمن يعني بعد از امتحاناتم ميدهند.نمي دانم اين ايام امتحانات را ميخواهم چگونه بگذرانم.. واقعا اوضاع بدي دارم .. واي..

    واقعا من که تو بچگی اینقدر با انگیزه و دقیق و کوشا و ساعی و باهوش و زرنگ بودم چه میشود که به این حال و روز می افتم.. آیا برای حل مشکلات فکری ام انرژی بگذارم و دنبال جوابهای منطقی بگردم. یک استراتژی جلوی پایم بگذارید تا ببینم چگ/نه درس بخوانم .آیا صبر کنم خیالم راحت شود که احتمال دارد اصلا نشود یا با همان خیال ناراحت درس بخوانم که خیلی سخت است

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
بیمارستان تخصصی بیکن مالزی